312مدارس و مراكز علمى بود. 1 او در مراغه، دانشمندان علوم مختلف را كه پس از حمله مغول در شهرها، پراكنده و آواره بودند، جمع كرد و مركز علمى، بزرگى را با حضور آنان تأسيس نمود. 2 او در اين مركز علمى براى فلاسفه، «دار الحكمه» و براى پزشكان، «دار الطب» و براى فقيهان و محدثان نيز مدرسهاى تأسيس كرد و براى هركدام، حقوق ثابتى تعيين كرد. 3
وجود وى در دربار هلاكو، براى همه مسلمانان، بهويژه شيعيان و سادات و دانشمندان كه از حمايت او برخوردار بودند، مفيد بود. از جمله كسانى كه به تدبير او نجات يافت، علاءالدين جوينى بود. 4 نامه وى در پاسخ به شخصى كه به وى توهين كرده و او را كلب بن كلب خوانده بود، معروف است كه خواجه بدون يك سخن ناروا، كلامش را انكار كرد و اين نشاندهنده تواضع و رفتار نيكوى وى است. 5 علامه حلى كه قسمتى از «شفا» و كتب ديگر عقلى را نزد خواجه خوانده، او را سرآمد زمانه خود در علوم معقول و منقول و نيز در اخلاق نيكو، دانسته است. 6
خواجه نصير در 666ه .ق، پس از مرگ هلاكو، وزير فرزندش اباقا خان شد. 7 فرزندان وى، صدرالدين على و اصيلالدين حسن و فخرالدين احمد بودند كه همه در دربار ايلخانان مغول به مقامى رسيدند و صدرالدين، بيشتر مناصب پدر را به عهده گرفت. 8 همچنين شاگرادن خواجه، همچون محمود بن مسعود شيرازى و علامه حلى، در دربار