84سلام بر شما مؤمنان و مسلمانانى كه در اين ديار ساكن هستيد. خداوند گذشتگان و آيندگان ما را رحمت فرمايد و ما نيز إنشاء الله به شما خواهيم پيوست». 1
طبرانى به اسناد خويش از بشير بن خصاصيه نقل كرده است:
نزد رسول خدا(ص) در بقيع رفتم و شنيدم كه مىگفت: «السلام على اهل الديار من المؤمنين». سپس رفت و بر يك بلندى قرار گرفت. عرض كردم: «اى رسولخدا! تنها هستم و از خويشان و قبيلهام دور افتادهام». فرمود: «اى بشير! چرا خدا را سپاس نمىگويى كه از ميان قوم ربيعه، تنها تو را برگزيد و به اسلام رهنمون ساخت؛ قومى كه خيال مىكنند اگر نباشند، زمين و هر آنچه در آن است زيرورو مىشود». 2
همچنين از بشير بن خصاصيه نقل شده است كه گفت:
نزد رسول خدا(ص) رفتم. ايشان مرا به اسلام دعوت كرد... آنگاه پرسيد: «نامت چيست»؟ گفتم: «نذير». فرمود: «خير. بلكه تو بشير هستى». پس از آن مرا كنار اهل صفه جاى داد. هر وقت هديهاى براى آن حضرت مىآمد، ما را نيز از آن بهرهمند مىساخت و اگر صدقهاى به او مىدادند، همه آن را به ما مىبخشيد. شبى آن حضرت از منزل خارج شد. من هم به دنبالش راه افتادم تا به بقيع رسيد. در آنجا فرمود: «سلام بر شما اى قوم مؤمن! ما به شما خواهيم پيوست. ما از خداييم و به سوى او باز خواهيم گشت. شما به خير بسيارى رسيدهايد و از شر هميشگى عبور كرده و نجات يافتهايد». آنگاه به سوى من بازگشت و فرمود: «كيستى»؟ عرض كردم: «بشير هستم». فرمود: «آيا خشنود نيستى از اينكه