131خبر داده بود. خداوند عزوجل در كتاب خود مىفرمايد: (إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا* وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا* وَ قٰالَ الْإِنْسٰانُ مٰا لَهٰا) 1». آنگاه بازگشت و مردم نيز همراه او بازگشتند. 2
8. زنده كردن مرده به اذن خداوند
كلينى به اسناد خود از «عيسى شلقان» روايت كرده است كه امام صادق(ع) فرمود:
اميرمؤمنان(ع) دايىهايى در قبيله بنىمخزوم داشت. روزى جوانى از آنها نزد حضرت آمد و عرض كرد: «اى دايى! برادرم از دنيا رفته و مرا در اندوهى جانكاه فرو برده است». حضرت فرمود: «مشتاق ديدارش هستى»؟ عرض كرد: «آرى». فرمود: «قبر او را نشانم بده». حضرت درحالىكه جامه پيامبر خدا(ص) را بر تن داشت، به بقيع آمد. لبانش زمزمهاى داشت. به كنار قبر كه رسيد، با پايش به آن زد و صاحب قبر، درحالىكه به زبان فارسى سخن مىگفت، بيرون آمد. حضرت فرمود: «مگر تو وقتى از دنيا رفتى، عرب نبودى»؟! گفت: «آرى. ولى ما به سنت و روش فلان و فلان بوديم و وقتى مُرديم زبانمان تغيير كرد». 3
9. خبر صخره
در بقيع، تخته سنگ بزرگى قرار داشت. اميرمؤمنان(ع) به امام حسن(ع) امر فرمود كه به كنار آن سنگ برود و چوبدستى پيامبر خدا(ص) را بر آن بزند تا از دل آن، يكصد شتر