94تحوّلات سريع و عجيبى پس از اين واقعه در تاريخ روى داد. پيامبر(ص) در بستر بيمارى شديد قرار گرفتند كه سرانجام با همين بيمارى و تب، به سوى خدا رحلت كردند.
پيامبر(ص) در اثناى بيمارى آگاه شد كه در حركت سپاه از لشكرگاه، كارشكنىهايى مىشود و گروهى به فرماندهى اسامه، طعن مىزنند. وى از اين جريان سخت خشمگين گرديده، آهنگ مسجد كرد...
هان! اى مردم، من از تأخير حركت سپاه سخت ناراحتم. گويا فرماندهى اسامه بر گروهى از شما گران آمده و زبان به انتقاد گشودهايد. ولى اعتراض و سرپيچى شما تازگى ندارد، پيش از اين، از فرماندهى پدر او «زيد» انتقاد مىكرديد. به خدا سوگند، هم پدر او شايسته اين منصب بود و هم فرزندش براى اين مقام لايق و شايسته است. من او را سخت دوست دارم. مردم! درباره او نيكى كنيد و ديگران را در حق او به نيكى سفارش كنيد. او از نيكان شما است. 1
هضم نشدن اسامه در فتنه امويان
اسامه در فتنه امويان هضم نشد و هرگز به جانب امويان و غاصبان خلافت على(ع) متمايل نشد.
كان يحب عليّاً كثيراً و يبصرالحق بجانبه... وقال لعليّ(ع): انّك لو كنت في شدق الأسد، لأحببت أن أدخل معك فيه. 2
على(ع) را بسيار دوست مىداشت و حق را با بصيرت در جانب على مىديد. روزى به آن حضرت گفت: اگر در لانه شير قرار گيرى، دوست دارم با تو اى على در آن جايگاه وارد شوم.