67بكرى يا ثقفى نبوده است؛ در هر قبيلهاى افراد نجيب وجود دارد مگر در بنىاميه». 1
- پيامبر خدا(ص) فرمود:
هرگاه بنىاميه به چهل نفر رسيدند، بندگان خدا را بَرده خود كنند و مال خدا را از آن خود مىپندارند و كتاب خدا را بهصورت كمينگاه و پناهگاهى براى فريبدادن مردم درمىآورند. 2
خلاصه اينكه بنىاميه هيچگاه از تلاش براى نابودى اسلام دست برنداشتند و از هر طريقى براى رسيدن به اين هدف شوم بهره مىبردند. حتى معاويه و فرزندش يزيد پس از رسيدن به حكومت، با اينكه بر سرنوشت بيشتر مسلمانان تسلط يافته بودند، همچنان به نابودى كتاب خدا و سنت رسول الله(ص) مىانديشيدند.
معاويةبن ابىسفيان در زمان حكومتش شبى با يكى از استانداران به نام مغيرةبنشعبه، انگيزه و نقشه خود را درباره نابودى اسلام مطرح كرد. مُطَرَّف، پسر مغيره گويد:
پدرم در دمشق با معاويه فراوان آمد و رفت داشت. شبى از كاخ معاويه برگشت. ديدم بسيار اندوهگين است. از او پرسيدم: «پدر! چرا اندوهگينى؟» گفت: «من اكنون از نزد پليدترين شخص دوران مىآيم». گفتم: «مگر چه شده است؟» گفت: «امشب نزد معاويه رفتم و به او گفتم: اكنون كه به مراد خود رسيدهاى و حكومت را در دست گرفتهاى، چه مىشد با مردم به نيكى و عدالت رفتار كنى