106على(ع) فتنهاى برانگيزد، طلحه و زبير را هرچه بيشتر به پيمانشكنى واداشت. معاويه پس از قتل عثمان، در نامهاى به طلحه نوشت:
تو كمتر از ديگران خون قريش را ريختهاى و صورتى زيبا و درخشنده دارى؛ دستت گشاده و زبانت گويا و فصيح است؛ سابقهات با كسانى كه پيش از تو بودهاند، همانند است؛ پنجمين كسى هستى كه بهشت را به او بشارت دادهاند و از افتخارآفرينان روز احدى. پس بشتاب به سوى خلافت كه رعيت، آن را به گردن تو مىاندازد و نمىتوانى از زير آن شانه خالى كنى و خداوند چيزى جز پذيرفتن خلافت را از تو نمىپذيرد. بدان كه من امر حكومت را در شام براى تو محكم كردم و اما زبير بر تو برترى ندارد و هريك از شما آن ديگر را جلو انداخت، او خليفه است. و السلام. 1
معاويه در نامهاى به زبير نوشت:
تو زبيربنعوام فرزند پدر خديجه و فرزند عمه رسول الله(ص) و يار نزديك و باجناق و داماد ابوبكر هستى و تو اسبسوار شجاع مسلمانانى. تو بودى كه جانت را در مكه - هنگام فرياد شيطان - در راه خدا به خطر افكندى...؛ از جانب پيامبر(ص) به بهشت بشارت داده شدهاى؛ عمر تو را يكى از نامزدهاى خلافت معرفى كرده است. بدان اى اباعبدالله! مردم از بىچوپانى بسان گله پراكنده شدهاند. پس به جانب مردم بشتاب و خونشان را حفظ كن و آنچه را كه از همگسيخته است، به هم بپيوند و بين مردم وحدت كلمه