104كيفر آن مىترسى و در دنيا و آخرت نمىتوانى از آن پاسخ بگويى. 1
حاكمان بنىاميه در پيمانشكنى، زبانزد عام و خاص بودند. هيچكس از مكر و حيلههاى آنان در امان نبود؛ زيرا براى حفظ حكومتشان به آسانى پيمانها را مىشكستند و پيمانشكنى را براى خود حلال مىدانستند. اكنون نمونههايى از ترك سنت وفاى به عهد و رواج بدعت پيمانشكنى در حكومت بنىاميه بررسى مىشود:
الف) واداشتن طلحه و زبير به پيمانشكنى
معاويه كسانى مانند طلحه و زبير را واداشت تا بيعت با على(ع) را بشكنند و با او بجنگند. معاويه براى اجراى اين نقشه، مسئله خونخواهى خليفه مقتول، عثمان، را مطرح كرد و از امام على(ع) خواست قاتلان او را معرفى كند كه در غير اين صورت با او خواهد جنگيد. آن حضرت در پاسخ به معاويه ثابت كرد كه نهتنها در كشتن عثمان هيچ دخالتى ندارد، بلكه عثمان به تحريك خود معاويه و هواداران او كشته شده است. حضرت مىفرمايد:
- مىپندارى به خونخواهى عثمان آمدهاى؟! درحالىكه مىدانى خون او به دست چه كسانى ريخته شده است. اگر راست مىگويى از آنان درخواست كن. همانا من تو را در جنگ مىنگرم كه همچون شتران زيربارسنگين مانده فرياد سرمىدهى و مىبينم كه لشكريانت با بىصبرى از ضربتهاى پياپى شمشيرها و بلاهاى