3931. اى كاش تمام مردمى كه به داورى عمرو و عبدالله رضايت دادهاند، به ژرفگردابى در دريا فرو روند.
2. ما فقط به حكم خدا رضا دادهايم و جز او را حكمى نباشد و به خداوند، پروردگار خويش و پيامبر و به نام خدا رضا داديم.
3. و بدان رهنماى بلندپيشانى، على[(ع)]، پيشواى خود، بدان پير راستين، در سختى و آسايش رضا داديم.
4. به او رضايت داديم؛ چه بميريم و چه بمانيم و به راستى او در امر و نهى و حكمرانى، ما را امام و پيشواى رهنماست.
5. هركس گويد: نه، ما گوييم: آرى؛ زيرا حكم فرمانروايى او بهترين رهآوردى است كه به شب قدر نازل شده است.
6. پسر هند را بر گردن ما بيعتى نيست و ميان ما جز نيزه و سنان به كار نيايد.
7. و تيغ آبدارى كه چون به جولان در آيد، سرها را بر گيرد. تا پايان روزگار دوستدارى و سرسپردگى به او از ما دور باد.
8. پيران نامدار و نژاد عرب، مرا از چنين ننگى باز مىدارند و من تا آن دم كه به گور روم نيز امتناع خواهم كرد.
يزيد بن اسد كه از سرداران معاويه بود، به سخن در آمد و گفت: «اى مردم عراق، از خداى بپرهيزيد كه كمترين رهآورد آنچه ما و شما ديروز بدان گرفتار بوديم، (جنگ)، نيستى و نابودى همگانى است. اينك ديدگان همه به سوى صلح و سازش دوخته شده است». يكى از ياران على(ع) پاسخش داد و سرود: