39امويان، خود را ادامه دهنده خلافت خلفاى نخست دانسته و امام على(ع) را رو در روى خود قرار دادند. در اين زمان اصطلاح شيعه به طور عام در برابر اصطلاح عثمانى قرار داشت. امويان با حمايت خود از مذهب عثمانيه كه اصولاً مشروعيتى براى امام على(ع) قايل نبودند و بيشتر در شام مستقر بودند آن را در بخش اعظم جامعه اسلامى حاكم كردند. اما در عراق، به جز بصره، طرفدارى نداشتند. بلكه در عراق اعتقاد به حقانيت علويان خود را در عرصه سياست نشان مىداد.
حجاز در منازعات علويان و امويان جانب هيچ كدام را نگرفت و خود نهضتى به نام جنبش «اَبناء الصحابه» را به راه انداخت.
مفهوم تشيع در قرون نخستين، اعم از تشيعى بوده كه اكنون رايج است. آنچه اكنون شيعه گفته مىشود، در اصطلاح كهن عثمانيان از آن به رَفْض تعبير مىشد. در آن دوره، شيعه در كاربرد عمومى به كسانى گفته مىشد كه امام على(ع) را مقدم بر عثمان مىدانستند. افزون بر آن، كسانى كه آن حضرت را بر ساير خلفا مقدم داشته يا اصولاً به مقام امامت آن حضرت و اولاد ايشان اعتقاد داشتند، شيعه خوانده مىشدند.
شيعه به معناى متشيع كسى بود كه در مقام مقايسه ميان خلفا اعتبار و اعتناى بيشترى به على(ع) داشت. درحالىكه رافضى به كسى گفته مىشد كه خلافت شيخين را انكار مىكرد و امامت على(ع) را به عنوان امرى منصوص از طرف خدا باور داشت.
نبى گرامى اسلام(ص) پيوسته واژه شيعه را براى پيروان على(ع) به كار برد.
طبرى در تفسيرآيه (أُولٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ) 1از ابىالجارود از محمد بن على