359راوى مىگويد: [معاويه] مصر را به وى بخشيد و بر اين تفويض نامهاى نگاشت.
عمرو پسرعمويى جوان و جوانمرد همراه داشت كه هشيار و خردمند بود. چون عمرو با نامه معاويه كه حكم استاندارى مصر بود، نزد وى آمد، آن جوان در شگفت شد و گفت: «اى عمرو به من نمىگويى كه با كدام رأى و عقلى در ميانه قريش زندگى مىكنى؟ دين خود را دادى و دنياى كسى ديگر را آباد ساختى!» آنگاه در اين باره اشعارى سرود كه از آن جمله است ابيات ذيل:
1. أَلَا يَا هِنْدُ أُخْتَ بَنِي زِيَادٍ