344از اهلبيت خود را به عنوان ولى امر بيان فرموده بود. از ميان سخنان آن حضرت كه در اين زمينه به يادگار مانده است، حديث شريف ثقلين را تمام منابع شيعه و سنى نقل كردهاند. 1 در اين حديث به جدايىناپذيرى قرآن و عترت(عليهم السلام) و لزوم پيروى از قرآن وعترت به عنوان يگانه راه نجات امت، تصريح شده است. بنابراين على(ع) كه فرد شاخص اهلبيت پيامبر(عليهم السلام) است حافظ دين خداست. اين موضوع در شعر قرن اول نيز به خوبى منعكس شده است.
نقل شده است ابوبكر هنگامى كه خليفه شد، بر منبر رفت و يك پله پايينتر از جايگاه رسول خدا(ص) نشست و پس از حمد و ثناى خداوند گفت: «همانا من عهدهدار امور شما شدهام و حال آنكه بهتر از شما نيستم؛ اگر به راه راست رفتم، پيروىام كنيد و اگر دچار لغزش و انحراف شدم، مرا به راه راست وا داريد. من نمىگويم كه بر شما فضيلتى دارم؛ برترى من از جهت مسئوليتى است كه به عهده دارم»؛ سپس از انصار به نيكى ياد كرد. اما انصار از ابوبكر دورى گزيدند. ازاينرو قريش از دست آنان خشمناك شد و به عمرو بن عاص گفتند بر خيز و انصار را نكوهش كن! برخاست و دهان به نكوهش انصار گشود. فضل بن عباس هم به پا خواست و سخنان آنان را رد كرد. سپس نزد على(ع) رفت و حضرت را از قضيه مطلع نمود و شعرى كه انشاد كرده بود، بازگو كرد. على(ع) خشمناك از منزل بيرون آمد و به مسجد رفت و از انصار به نيكى ياد كرد و گفتار عمرو بن عاص را رد نمود. انصار از اين جريان خوشحال شدند و گفتند: «با سخنى كه على(ع) درباره ما فرمود، از هيچ سخنى باك نداريم» و همگى نزد حسان بن ثابت