3421. هلا، سوگند بدانكه زمين را در جاى خود استوار بداشت و قرآن را به شب قدر فرو فرستاد.
2. اگر سپاه عراق بر شما تازد، كس نداند كه سرانجام كار چه خواهد شد؛ خدا داند و بس.
راوى گويد: چون گروهى كه از طول جنگ به ستوه آمده بودند، سروده ايمنبن خريم را شنيدند، از جنگ دست كشيدند.
از جمله كسانى كه آشكارا از على(ع) دفاع نمود، سُلَيمانِ بن صُرَد خُزاعى بود. وى در مقابل رجزخوانىهاى يمانيان كه براى دفاع از معاويه به ميدان جنگ آمده بودند، به حَوشَب بن ظُلَيم حمله كرد و اين اشعار را بر زبان جارى ساخت:
1. يَا لَكَ يَوْماً كَاسِفاً عَصَبْصَباً
1. اى كه تو را روزى دژم و ترشروى در پيش است، اى كه در روزت از فرط تيرگى و گرد و غبار معركه چون شب، ستاره آشكار است.
2. اى قبيله [يمانى] كه به جنبش در آمدهايد، بدانيد كه ما از حوشب ذو ظليم بيمى نداريم.
3. زيرا در ميان ما قهرمان آزمودهاى، يعنى ابن بديل، قرار دارد كه چون شيرى خشمگين است.