295مىديدم تو از همه مردم بيشتر با او مخالفت مىكردى و زشتترين حرفها را تو به او مىزدى». گفت: «آرى، همينطور بود. ولى بعداً درباره او مطالعه كردم، ديدم آنها او را توبه دادند و بعد از اينكه توبه كرده و مثل نقره سپيد و پاك گشت و درحالىكه روزهدار بود و در ماه مقدس، و آنگاه كه جنگيدن و كشتن حرام است، بر سرش تاخته او را كشتند».
در روايت ديگر نقل شده است: وقتى عايشه خبر قتل عثمان را شنيد، گفت: «خدا او را از بين ببرد. او را گناهانش به كشتن داد. خدا انتقام كارهايش را از او گرفت. اى قبيله قريش! مبادا قتل عثمان، چنانكه مرگ تبهكار قوم ثمود آن قوم را به غم آورد، شما را به غم و اندوه آرد و ناراحت كند. شايستهترين فرد براى تصدى حكومت، طلحه است». اما هنگامى كه پياپى خبر آمد كه با على(ع) بيعت شده است، گفت: «خاك بر سرشان! به هيچ وجه نمىخواهند حكومت را به قبيله تَيم، قبيله ابوبكر و عايشه، باز گردانند».
طلحه و زبير به عايشه كه در مكه بود نامهها نوشتند كه از بيعت مردم با على(ع) جلوگيرى كن و شعار خونخواهى عثمان را بلند كن. اين نامهها را همراه پسر خواهرش، يعنى عبدالله بن زبير، فرستادند. عايشه وقتى نامهها را خواند، شعار خونخواهى عثمان را بلند كرد. امسلمه آن سال در مكه بود. وقتى كارهاى عايشه را ديد، به مقابله با آن برخاست و دوستى و طرفدارى خود را از على(ع) اعلام داشت و به يارى او كمر بست. 1
ابو مِخنَف مىنويسد: عايشه نزد امسلمه رفت تا او را بفريبد و به قيام براى