293شد؟» گفت: «سپس مردم براى بيعت با على(ع) هجوم آوردند و چون پروانههايى كه گرد شمع بر آيند، گرد او را گرفتند تا آنجا كه كفشها گم شد و عباها از شانهها بيفتاد و پيران زير دست و پاى رفتند و ديگر نامى از عثمان نياوردند و يادى از او نشد. سپس على(ع) آماده حركت شد و مهاجران و انصار سر به فرمان او نهادند و خود مايل به جنگ نبود و سه نفر همفكرش بودند: سعد بن مالك، عبدالله بن عمر و محمد بن مسلمه. پس هيچكس را به اكراه وادار نكرد؛ چه با در اختيار داشتن آن همه كسان كه [به او سر سپرده و] برايش سبكبار بودند، از وجود آنآنكه بر وى گرانبار مىنمودند، بىنياز بود. سپس رهسپار شد و به كوهسار طى در آمد و گروهى از قبيله ما كه مردم [در دلاورى] بديشان مثل مىزدند، به او پيوستند و هنگامى كه در راه بود، حركت طلحه و زبير و عايشه به سوى بصره پيش آمد. پس مردانى به كوفه شتافتند و دعوت او را لبيك گفتند و وى راهى بصره شد كه اينك در دست اوست و سپس به كوفه گام نهاد. در چنين حالى بود كه من از او جدا شدم و اكنون توجّهش جز به شام نيست».
چنانكه در اين هفت سند مشاهده مىشود، بيعت مردم با على(ع) بعد از قتل عثمان از مسلمات تاريخ است و اين موارد هفتگانه در واقع برخى از دلايل بيعت مردم با على(ع) است.
مخالفت عايشه، طلحه و زبير (ناكثين) با على(ع)
بعد از قتل عثمان و بيعت عامه مردم با آن حضرت، باز عدهاى از مشاهير، مانند طلحه و زبير، بيعت خود را شكستند و با همراهى عايشه، رو در روى على(ع) ايستادند و با آن حضرت در جنگى كه موسوم به جنگ جمل شد،