261پيغمبرى نيست» و درباره او در روز غدير خم فرمود:
«مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِي مَولاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ و انصُر مَن نَصَرَهُ و اخذُل مَن خَذَلَهُ». 1
همچنين مأمون عباسى در اشعار ذيل صراحتاً به خلافت على اذعان مىكند:
1. أُلامُ عَلَى شُكرِ الوَصِي أَبَا الحَسَنِ
3. وَ لَولاهُ ما عُدَّت لِهاشِم إمرةٌ
1. بر شكر نعمت وصى پيامبر، على ابا الحسن ملامت و سرزنش مىشوم و اين راستى نزد من از شگفتىهاى اين زمان است.
2. آن كسى كه خليفه بهترين مردمان بود و اول كسى بود كه به رسول خدا در نهان و آشكار كمك كرد.
3. اگر على نبود، براى آل هاشم حكومت آماده نمىشد و تا پايان روزگار همچنان خار و سرافكنده بودند.
4. والى شدند اولاد عباس آنچه را مخصوص غير شده بود. پس از على به احترام و اكرام سزاوار كيست؟
5. على كارهاى خلافت را ميان فرزندان عباس تقسيم كرد. پس پيوسته به جهت اين شكرگزارى بر وى لازم است.