260ولى [قاتل او را] پناه داد و منع كرد [از دست يافتن به او]. بُرد گفت: «آيا [با اين وصف] مردم با او به خلافت بيعت كردند يا نه؟!» گفت: «آرى». بُرد گفت: «پس چه چيزى تو را از بيعت على(ع) خارج كرد؟» گفت: «متهم بودن او درباره قتل عثمان». بُرد گفت: «تو خود نيز مورد چنين اتّهامى واقع شدى!» عمرو گفت: «راست گفتى و به همين علّت به فلسطين رفتم!» پس از اين محاوره و احتجاج، بُرد به سوى قبيله و قوم خود برگشت و به آنها گفت: «ما به سوى قومى رفتيم و عليه آن قوم از لفظ خودشان برهان [و سند محكوميتشان را] گرفتيم. على(ع) بر حق است. از او پيروى كنيد». 1
2. خطيب خوارزمى حنفى نامهاى را ذكر نموده كه معاويه به عمرو بن عاص نوشته و ضمن آن نامه، او را در جنگ صفين به يارى خود ترغيب نموده و سپس نامهاى را از عمرو ذكر كرده كه به معاويه جواب داده است. از جمله مطالب نامه عمرو در جواب به معاويه اين جمله است:
و اما آنچه را به ابىالحسن (على) برادر و وصى رسول خدا(ص) داير به ستم نمودن آن جناب و رشك بردن او بر عثمان نسبت دادى و صحابه را فاسق ناميدى و چنين پنداشتى كه او آنها را وادار به كشتن عثمان نمود، اين مطلب خلاف واقع است و پنداشتن آن گمراهى است!
واى بر تو اى معاويه! آيا ندانستى كه ابوالحسن جان خود را در راه رسول خدا(ص) بذل كرد و در فراش او خوابيد؟ و او در اسلام و هجرت بر ديگران سبقت دارد و رسول خدا(ص) درباره او فرمود: «على از من است و من از على هستم و نسبت او به من به منزله هارون است به موسى؛ جز آنكه پس از من