240پس آن [عهد و كتاب] را ترك كردند و به آن اعتنايى ننمودند و در برابر ترك آن، اندكبهايى به دست آوردند و بد چيزى است آنچه به دست مىآورند.
گويا عباسبن عُتبَةبن أبىلهب 1، براى توصيف همين مصائب كه درباره اهلبيت پيامبر(ص)، خصوصاً على(ع)، پيش آوردند، اين اشعار را سروده است:
1. مِن مُبَلِّغٍ عَنّا النَّبِيَّ مُحَمَّداً
1. يك نفر از ما به محمد، نبى خدا، برساند كه مردم [بعد از وفاتش] دوباره به اهلبيت دشمنى نمودند.
2. آنان كه گفته بودى عدالت نمايند، عدول نكردند (روى بر نگردانيدند) جز از ايمان.
3. از على، جايگاهش را غصب نمودند و خلافت را به سلطنت تبديل كردند.
4. به فاطمه بتول، ستم كردند و ميراثش را، علىرغم سفارش قرآن، از او گرفتند.
مؤلف «ينابيع الموده» از «فرائد السمطين» شيخ الإسلام حموينى از مجاهد و از ابن عباس نقل مىكند كه مردى يهودى به نام «نَعثَل يا مغثل» نزد پيامبر اكرم(ص) آمد و مسائلى چند درباره توحيد پرسيد. حضرت به همه آنها پاسخ دادند. نعثل قانع شد و اسلام آورد. سپس عرض كرد: «يا رسول الله هر پيغمبرى بايد وصى