214
2. وَ لَكِنَّ الرِّجالُ تَبايَعُوها
1. در روز دوح كه روز غدير خم است، حضرت به امر كردگار ظاهر گردانيد از براى اميرالمؤمنين، امامت و خلافت را؛ اگراطاعت كنند معاندان و سر از فرمان نپيچند.
2. و لكن خلايق حاضر آنجا در آن روز بيعت كردند بر امر خلافت. امّا من نديدم مثل آن خطرى كه ضايع ساختند به آنكه بعد از آن انكار نمودند.
3. پس بسا لعنى كه متوجه آن جماعت است كه اقرار را انكار كردند و بدتر از آن، لعن بر آن كس كه اول اين صنعت كرد و اين قاعده نهاد.
4. و ضايع ساختند امر مقتداى خود را. پس گمراه شدند و اقوم ايشان كه داعيهاش اين بود كه در دين قائم است، به واسطه اين حادثه ترسيده، آن را از دست گذاشت.
5. و حقوق ديرينه او را فراموش كردند و بر او دست تعدى گشودند بىكره و اجبارى و حال آنكه آن حضرت ايشان را قرين و همنشين بود.
همچنين سيد اسمعيل حميرى كه در سال 179 وفات يافته، در اين باره اشعار بسيارى سروده كه اين ابيات از جمله آنهاست: