2126. و فرمود: هركس من مولاى اويم، از امروز اين على، مولايى براى او شايسته است.
7. و دعا كرد: اى خداوند ذوالجلال! دوست مواليان او باش و دشمنان برادر رسولت را دشمن بدار!
8. اى مردم! پيمانى را كه نسبت به عترت من بستهايد، نشكنيد كه هركس از پيروى آنها جدا شود، در آخرت به من دسترسى نخواهد داشت.
9. پس استاد و شيخ تو (عمر بن خطاب) وقتى كه ديد گره محكم پيمان ولايت و زعامت حيدر قابل گسستن نيست، بخ بخگويان به او تبريك گفت.
10. رسول خدا(ص) گفت: على ولى شماست و بر شماست كه او را در ميان خود حفظ كنيد و همان طور كه با من رفتار مىكرديد، با او برخورد كنيد.
در بخش ديگرى از اين قصيده صراحتا به امامت على(ع) اعتراف مىكند و به مخالفت معاويه با ايشان خرده مىگيرد.
وَ لَمَّا عَصَيتَ امامَ الهُدَى
وَ فِي جَيشِهِ كُلٌّ مُستَفحَلِ 1
و آن زمان كه در برابر پيشواى هدايت عصيان و تمرد كردى، درحالىكه در لشكرش مردان دليرى بودند.
پنجم: از آن جمله شعرى است كه ابن عبدربه در داستان «وقادة ام سنان بنت خيثمة بن خرشة المذحجيه» ذكر كرده است كه در آن علىبن ابىطالب(ع) را مدح مىكند:
1. اما هَلَكتَ ابَا الحُسَينِ فَلَم تَزَل