204بعد از آنكه حضرت اين سخن را بر آنان تأكيد كرد، دستور داد تا هر چه زودتر بيعت كنند. آن دو برخاستند و نزد على(ع) رفتند و به عنوان «اميرالمؤمنين» با او بيعت كردند. عمر هنگام بيعت گفت: «بَخٍّ بَخٍّ لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ، أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مولا كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ»؛ 1 خوشا به حالت يا على، صاحب اختيار من و هر مرد و زن مؤمنى شدى.
سپس پيامبر(ص) به سلمان و ابوذر دستور بيعت داد. آن دو برخاستند و [بيعت كردند] و سخنى نگفتند.
2. حافظ ابن مَردَوَيه، (323 - 416ه .ق) به اسناد خود از ابن عباس روايت كرده است: پس از آنكه خداوند متعال امر فرمود پيغمبرش(ص) را كه على(ع) را به پا دارد و بگويد در حق او آنچه را گفت، پيغمبر(ص) گفت: «بار خدايا، همانا قوم من از جاهليت تازه به اسلام گرائيدهاند» و پس از بيان اين مطلب، به حج خود روانه شد. هنگام مراجعت چون در غدير خم فرود آمد، خداوند اين آيه را بر او نازل فرمود: (يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ) پس پيامبر(ص) با دستور خداوند بازوى على(ع) را گرفت و به محل اجتماع مردم آمد. خطاب به مردم فرمود: «اى مردم! آيا من به شما اولى (سزاوارتر) از خودتان نيستم؟» گفتند: «بلى يا رسول اللّه، تو اولى هستى به ما از خود ما». فرمود: «هركس من مولاى اويم، اين على مولاى اوست. بار خدايا دوست بدار دوستان او را و دشمن بدار دشمنان او را و اعانت كن اعانت كننده او را و خوار گردان خوار كننده او را...». ابن عباس گفت: «پس از اين اعلام به خدا سوگند، [ولايت على] بر آن گروه