18سخن گفتن از على(ع) بسان شمردن ستارگان آسمان و قطرات اقيانوس و ريگهاى بيابان، دشوار، بل ناممكن است. رسول خدا(ص) خطاب به على بن ابىطالب(ع) فرمود:
يا علي لا يَعرِفُ اللهَ تعالى إلا أنا و أنت و لا يَعرِفُني إلا اللهُ و أنت و لا يَعرِفُكَ إلا اللهُ و أنا. 1
اى على! خدا را [آنگونه كه شايسته است] نمىشناسد، مگر من و تو. مرا نمىشناسد جز خدا و تو. تو را نمىشناسد مگر خدا و من.
على(ع) خود نيز درباره شخصيت خود مىگويد:
غَداً تَرَوْنَ أَيَّامِي وَ يُكْشَفُ لَكُمْ عَنْ سَرَائِرِي وَ تَعْرِفُونَنِي بَعْدَ خُلُوِّ مَكَانِي وَ قِيَامِ غَيْرِي مَقَامِي... . 2
فردا ارزش ايّام زندگى مرا خواهيد ديد و راز درونم را خواهيد دانست. پس از آنكه جاى مرا خالى ديديد و ديگرى بر جاى من نشست، مرا خواهيد شناخت.
هنگامى هم كه خلافت او را غصب كردند فرمود:
... إنَهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَىَ الطَّيْر... . 3
همانا او (ابوبكر) مىدانست جايگاه من نسبت به حكومت اسلامى، چون محور آسياب است به آسياب كه دور آن حركت مىكند. او مىدانست كه سيل علوم از دامن كوهسار من جارى است و مرغ دورپرواز انديشهها به بلنداى ارزش من نتواند پرواز كرد.