1431. به خانه خدا سوگند كه دروغ گفتيد و شما ما را نكشتيد، ولى به شمشير بنىهاشم [كه از اهل مكه هستند] افتخار كنيد.
2. به شمشير پسر عبدالله يعنى احمد(ص) كه در جنگ به دست على بود به اين افتخار و سرفرازى (يعنى كشته شدن عمرو) رسيديد. پس كوتاه كنيد [اين لاف و گزاف را].
3. عمرو بن عبدود را شما با نيرويتان نكشتيد، بلكه همتاى هژبر شير دليرش او را كشت.
4. يعنى على، آنچنان كسى كه بناى قدرت و نيرويش بلند است و شما لافهاى بيهوده و بسيار بر ما بزنيد كه پست و كوچك خواهيد شد.
5. [همين شما انصار بوديد] كه در جنگ بدر براى مبارزه و جنگ بيرون شديد و بزرگان قريش آشكارا شما را باز گرداندند و پس زدند.
6. و آنگاه كه حمزه و عبيده و على با آن شمشيرى كه آهنش هندى و خطرناك بود، نزد ايشان آمدند.
7. گفتند: چه همتايان نيك و درستى هستيد و با شتاب به سوى آن مردمانى كه ستم و سركشى كردند، برفتند (مقصود از ستمكار سركش، عتبه، شيبه و وليد هستند).
8. پس على در ميدان، جولانى هاشمى كرد و دمار از روزگارشان درآورد. آنگاه (يا چون) كه سركشى كردند و تكبر ورزيدند.
9. شما به جز از خود ما افتخارى بر ما نداريد (يعنى آن كسانى كه شما بدانها فخر و مباهات مىكنيد، از خود ما اهل مكه هستند) و براى شما افتخارى نيست كه به شمار درآيد يا در بيان آيد.