332اين است كه اين روايات تنها تقيه اضطرارى را مصحح عمل نمىداند، بلكه درصورت تماميت صدور و دلالت، ساير اقسام تقيه؛ مانند تقيه مداراتى را هم مقتضى اجزاء و صحت عمل مىشمرد و ثمره آن در بحث مندوحه ظاهر مىشود.
تقيه در احكام، نه در موضوعات
آنچه مورد وفاق است اين است كه تقيه در موضوعات، بما هى موضوعات، جارى نيست؛ اما پرسش اين است كه آيا اختلاف در موضوع، مانند مسئله حاضر كه اختلاف اولاً و بالذات در موضوع است، به اختلاف در حكم تكليفى يا وضعى منجر مىشود يا خير و همين جهت موجب اختلاف فقها در امكان تمسك به ادله تقيه و يا عدم امكان آن در مسئله حاضر شده است؟
مرحوم شيخ انصارى
شيخ انصارى وقوف در عرفه در روز هشتم را از خطاى در موضوعات مىداند كه اطلاق ادله مؤذنه انجام عبادت بر وجه تقيه، به فرض ثبوت اطلاق، از آن منصرف است؛ مگر آنكه جهت آن حكم حاكم براساس شهادت من لايقبل شهادته باشد كه ترك عمل به اين حكم موجب قدح در مذهب بشود. در اين صورت است كه داخل در تقيه مىشود، مگر عمل بر خلاف عمل عوام مخالفين باشد كه مخالف اجتهاد مجتهدان خودشان است، يا خطاى آنها در موضوعات كه اطلاق ادلۀ تقيه از آنها منصرف است. آرى، موضوعات عامه نزد آنها مانند تحقق مغرب به غيبوبت شمس مشمول اطلاق ادله تقيه مىشوند. 1
بنابراين، از بيان شيخ، استثناى موضوعات استنباط شده از مطلق موضوعات - كه ادله تقيه متكفل آنها نيست - برداشت مىشود؛ همينطور موضوعاتى كه اختلاف در آنها موجب قدح در مذهب شود.
اما پيش از شيخ انصارى، مرحوم شهيد ثانى در «مسالك الافهام» شمول موضوع اين