276حضرت امام افزون بر اين روايت، به روايت سوم همين باب نيز تمسك جستهاند. جز حضرت امام، بسيارى از فقهاى ديگر نيز دلالتِ اين روايت را بر تقيه مداراتى، دست كم در مورد روايت، يعنى شركت در نمازهاى جماعت آنان، پذيرفتهاند؛ از جمله حضرت آيتالله خويى با اينكه تقيه مداراتى را به عنوان يك قاعده كلى در تمام ابواب فقه مورد خدشه قرار داده، پس از گزارش اين روايت مىنويسد:
ازاينروايت استفاده مىشود حكمت تشريع تقيه در مورد شركت در نماز جماعت و مانند آن، مبتنى بر ترس از ضرر نيست. بلكه حكمت مداراكردن با آنان و رعايت مصلحت نوعيه و اتحاد كلام مسلمانان است؛ بىآنكه ترك شركت در نماز جماعت ضررى را در پى داشته باشد؛ زيرا در آن روزگار ياران امام به «تشيع» معروف بودند. بنابراين امر امام(ع) به شركت در نماز آنان، به جهت شناخته نشدن اصحاب نبوده، بلكه براى مؤدب شدن به اخلاق نيكو بوده تا با اين رفتار، شيعه با اوصاف زيبا و دور از تعصب و عناد و لجاجت شناخته شوند و گفته شود خدا رحمت كند جعفر را كه اصحاب خوبى تربيت كرده است. 1
خلاصه اينكه، بر اساس مفاد اين دسته از روايات، ائمه(عليهم السلام) ما را ترغيب و تشويق كردهاند كه با اهل سنت ارتباط داشته باشيم و از راههاى مختلف، از جمله شركت در نماز آنها، محبت آنان را به دست آوريم.
دسته دوم
روايات فراوانى دلالت دارد بر مطلوب بودن شركت در نماز جماعت اهل سنت؛ بهويژه اينكه در صف اول ايستادن مورد تأكيد قرار گرفته است. صاحب وسائل بابى را با عنوان «استحباب حضور الجماعة خلف من لا يقتدى به التقية و القيام فى الصف الأول معه» گشوده و در آن، يازده روايت آورده است.
حضرت امام(قدس سره) پنج روايت ازاينروايات را نقد و بررسى كرده است. به لحاظ اهميت و نقش اساسى اينگونه روايات در بحث تقيه مداراتى، آنها را مىآوريم: