275العامة بالتقيه» گشوده و در آن چهار روايت آورده است؛ از جمله آنها كه مورد استدلال امام راحل بر تقيه مداراتى قرار گرفته، روايت هشام الكندى است كه مىگويد:
قال سمعت أبا عبدالله(ع) يقول إيّاكم أن تعملوا عملاً نعير به فانّ ولد السوء يعير والده بعمله كُونوا لمَنْ انقطعتم اليه زيناً ولا تكونوا عليه شيناً، صلّوا في عشائرهم وعودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم ولا يسبقونكم إلى شيء إلى الخير من الخير فأنتم أولى به منهم والله ما عُبد الله بشيء أحبّ إليه منَ الخبأ، قلت: وما الخبأ؟ قال: التقيّه. 1
شنيدم امام صادق(ع) مىفرمود: بپرهيزيد از كارى كه ما با آن كار سرزنش مىشويم. همانا فرزند بد با كار بدش، پدر خويش را در معرض سرزنش قرار مىدهد. نزد آنانكه با شما قطع رابطه كردهاند، زينت (دوست) باشيد نه بدخلق و دشمن. با آنها درميان قبيلههايشان 2 نماز بگزاريد. مريضان آنها را عيادت كنيد. در تشييع جنازه مردگانشان حضور يابيد. آنان نبايد در كارهاى نيك بر شما پيشى بگيرند؛ زيرا شما به كارهاى نيك سزاوارتريد. سوگند به خدا، پروردگار به چيزى بهتر از خبأ پرستيده نشد. پرسيدند خبأ چيست؟ فرمود: تقيه.
دلالت اين روايت بر تقيه مداراتى تمام است و مطالبى از آن استفاده مىشود:
- حضور در مجالس و مساجد و مداراكردن و عيادت مريضها و تشييع جنازه مردگان آنان مطلوب ائمه(عليهم السلام) بوده و مورد تأكيد آنهاست؛
- بر اساس اين روايت مداراكردن با اهل سنت و شركت در مراسم عبادى - اخلاقى آنان، تقيه ناميده شده است.
گفتنى است كه سند روايت نيز بىاشكال و صحيح است.
حضرت امام در مقام بيان دلالت اين روايت مىنويسد:
ظهور روايت، در مقامِ تشويق انجام عمل برطبق نظريات آنها و خواندن نماز در مساجد ايشان است و بىشك خواندن نماز در مساجد آنها مستلزم ترك برخى از اجزا يا شرايط و يا انجام برخى از موانع است. با اين وصف حضرت فرموده اين عمل بهترين عبادت است و اين عبادت دفع استبعاد و صحت عمل است.