190در اين مسئله، بحث در مورد تقيه از نوعِ دوم است؛ يعنى اگر - مثلاً - گفته مىشود روايات قصر، تقيهاى است؛ مراد اين است كه شيعيان در اينگونه احاديث، مكلف به تقصير شدهاند تا در اين اماكن خاص شناخته نشوند. 1
نظريه اهل سنت در مورد نماز مسافر
ابن قدامه در كتاب «المغنى» مىنويسد: «نظريه ابن حنبل تخيير است و رأى شافعى و مالكى اتمام و حنفى به وجوب تقصير فتوا دادهاست». 2
نظريه ايشان در كتاب «بداية المجتهد و نهاية المقتصد» 3 اينگونه آمده است: ابوحنيفه و پيروانش، قائل به تعيّن قصر هستند. شافعى قائل به تخيير است. مالك در بيشتر روايات نقل شده از او، قصر را مستحب مؤكد شمرده و ابن حنبل، شكسته خواندن را رخصت دانسته و اتمام را افضل مىشمارد.
دو كتاب «الاُمّ» و «المهذّب» كه درباره فقه شافعى در قرن پنجم و ششم نوشته شدهاند، گفتهاند: شافعى فتوا به جواز قصر داده است 4 و كتاب «بدائع الصنائع» كه بر اساس فقه حنفى نگاشته شده، نظريه ابوحنيفه را تعيّن قصر مىداند. 5
الجزيرى در كتاب «الفقه على المذاهب الأربعه» مىنويسد: نظريه شافعى و حنبلى تخيير بين قصر يا اتمام است. البته با اين تفاوت كه حنابله اتمام را افضل مىدانند و شافعىها نيز به شرطى كه سفر به حد سه مرحله رسيد، قصر را بهتر مىدانند و حنفىها و مالكىها بر اين مطلب اتفاق دارند كه شكسته خواندن از مستحبات مؤكد است؛ ولى در جزايى كه بر ترك آن مترتب مىشود اختلاف دارند. 6
اكنون كه مراد از تقيه و آراى اهل سنت در اين زمينه مشخص گرديد، به ادله قائلين به تخيير در اثبات تقيهاى بودن روايات تقصير مىپردازيم:
ادله تخييرىها در اثبات تقيهاى بودن روايات تقصير
دليل نخست: واضح است كه عامه و اهل سنت هيچ ويژگى براى اين اماكن قائل