162ديگران مانعى از ترك امر امام(ع) نيست؛ چراكه امر به اتمام در اين باب، تخييرى است و امر به اتمام در اين روايت، حتمى است. 1
صاحب رياض، نراقى و سيد ابوالحسن اصفهانى نيز به اين مطلب اشاره دارند. 2
دليل هشتم: روايت عمار بن موساى ساباطى
وى مى گويد:
«سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ(ع) عَنِ الصَّلاَةِ فِي الْحَائِرِ قَالَ لَيْسَ الصَّلاَةُ إِلاَّ الْفَرْضَ بِالتَّقْصِيرِ وَ لاَ تُصَلِّ النَّوَافِلَ». 3
بررسى دلالى روايت
علامه مجلسى 4، صاحب جواهر 5 و كوهكمرى 6 روايت بالا را از ادله قائلين به قصر دانسته و تنها به ذكر آن در زمره روايات دال بر قصر بسنده كردهاند و مرحوم بحرانى 7 و مرحوم ميلانى، 8 روايت را از ادله قائلين به قصر شمرده و دلالت آن را بر تقصير، تمام مى دانند.
اشكال
مرحوم اشتهاردى، 9 «اعراضِ مشهور» (قائلين به تخيير) و «نيامدن اين روايت در كتب معروف» را دليل بر بى اعتنايى به روايت مى داند و مرحوم ميرزاى قمى 10 نيز سند روايت را روشن ندانسته و اعتماد بر آن را جايز نمى شمارد.
نكته: گفتنى است اين روايت، با فرض تماميت دلالت، تنها نسبت به يكى از مكانهاى چهارگانه؛ يعنى حائر حسينى، صادق است.
دليل نهم: اصل
«اصل» از ادلهاى است كه قائلين به قصر در اماكن چهارگانه مطرح مى كنند. از آنجا كه اصل، به «اصل لفظى» يعنى عمومات فوقانى و «اصل عملى» تقسيم مى شود، براى وضوح بيشتر و دستهبندى بهتر، اين دليل را در دو مبحث پى مى گيريم: