248در تفسير نمونه آمده است:
شعائر جمع شعيره به معناى علامت و نشانه است. بنابراين شعائرالله به معناى نشانههاى پروردگار است كه شامل سرفصلهاى آيين الهى و برنامههاى كلى و آنچه در نخستين برخورد با اين آيين چشمگير است و از جمله مناسك حج مىباشد كه انسان را به ياد خدا مىاندازد... . كوتاه سخن اينكه تمام آنچه در برنامههاى دينى وارد شده و انسان را به ياد خدا و عظمت آيين او مىاندازد، شعائر الهى است و بزرگداشت آن، نشانه تقواى دلهاست. 1
مرحوم علامه شعرانى نيز در توضيح معناى شعائر مىنويسد:
هر چه دليل آن باشد كه شهر يا مكان يا مردم و جماعت و بنا و اشياى ديگر متعلق به اسلام و توحيد است؛ مانند اذان كه دليل آن است كه شهر اسلامى است يا منار مساجد و ناقوس شعار نصارا؛ يعنى از شهرى كه صداى ناقوس خيزد، دليل آن است كه مردم نصارا هستند و انگشتر منقوش به قرآن، دليل اسلام است و صليب، شعار نصارا و هكذا (وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ) هركس نشانه خدا را تعظيم كند، به علت تقواى دل اوست و دليل ايمان او. 2
روشن شد كه شعائر جمع شعيره به معناى مطلق علامت و نشانه و «شعائرالله» نيز به معناى نشانههاى پروردگار است كه مصاديق زيادى همچون اذان و حجاب و مناره مساجد و قربانى حج و صفا و مروه را شامل مىگردد و الزاماً به معناى عبادت دستهجمعى نيست؛ گرچه عبادتهاى گروهى نيز يكى از مصاديق شعائرالله است؛ زيرا ديدن آنها انسان را به ياد خدا مىاندازد. ولى مصداق منحصر نيست. بنابراين فتوا به جواز ذبح در وطن با شعيره بودن قربانى منافاتى ندارد؛ چرا كه قيد انجام عمل به صورت گروهى و دستهجمعى در معناى شعائر اخذ نشده، لذا نفس قربانىكردن از شعائرالله و نشانههاى الهى است؛ چه به صورت دستهجمعى انجام شود و چه به صورت فردى؛ همانگونه كه ديگر مصاديق شعائرالله نيز همينطور است. در نتيجه حتى