242در روايت ديگرى از همان امام(ع) آمده است كه به فرزندشان دستور دادند براى تشخيص وادى محسر، از مردم، يعنى اهالى همانجا سؤال كند:
«عن أبي عبدالله(ع) انّه قال لبعض وُلدِهِ هَل سعيت في وادي محسّر؟ فقال: لا، فأمره أن يرجع حتّى يسعى فقال له ابنه: لا أعرفه فقالله: سل الناس». 1
واضح است كه نه وادى عقيق خصوصيتى دارد و نه وادى محسر. 2 بنابراين براى شناخت محدوده هر يك از سرزمينهاى مربوط به مراسم حج، مىتوان از اهالى همان سرزمين سؤال نمود؛ چنانكه بعضى از فقها نيز صريحاً به اين مطلب فتوا دادهاند. 3
علاوه بر اين، مىتوان گفت: اهالى يك محل، در شناخت حد و مرز آن، خبرويت دارند و قولشان از باب حجيت قول اهل خبره معتبر است. بنابراين نظرهاى كارشناسانهاى كه از سوى خبرگان عربستان سعودى اظهار شده است، كاملاً معتبر و قابل اعتماد است؛ خصوصاً با توجه به اينكه هيچ انگيزهاى براى مخفى كردن و غلط نشاندادن حدود واقعى منا از سوى عربستان تصور ندارد.
اما قول بعضى افراد مطلع به تعبير نويسنده كه حدود منا را وسيعتر دانستهاند، نوعاً مستند به عمل خارجى برخى از حجاج در سالهاى گذشته است و در مقابل رأى كارشناسان و خبرگان سرزمين حجاز، اعتبارى ندارد؛ حتى اگر بتوان قول آنان را مصداق سخن اهل خبره دانست بدون شك در تعارض با قول اهل خبره سرزمين حجاز، مرجوح بوده و از درجه اعتبار ساقط است؛ چراكه ظن نوعى حاصل از قول اهالى سرزمين حجاز از ظن حاصل از قول كسانى كه اهل آن سرزمين نيستند، قوىتر است؛ حتى بنابر فرض محال كه اين دو در يك درجه از قوت باشند، مقتضاى قاعده، تساقط هر دو قول و اكتفا به قدر متيقن از سرزمين مناست؛ يعنى همان محدودهاى كه امروزه در اين سرزمين با تابلوهاى بزرگ مشخص شدهاست.
ب) دومين اشكال نويسنده مزبور بر دليل مورد بحث اين است كه: «(اين دليل) مبتنى بر اين فرض است كه بين روز دهم و روزهاى يازده و دوازده، از جهت ذبح در