182هر انسانى يك حيوانى را بكشد و مصداق (وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ) واقع شود، آن ايراد وارد نيست. و البته اين نكته هست و آن اينكه منافات ندارد كه ضمناً اين عمل دستهجمعى، احيا و زنده كردن خاطرهاى از قهرمان توحيد، حضرت ابراهيم باشد؛ به او امر شد، عزيز و نور چشم خود را در راه خدا قربانى كند و فدا نمايد و او حاضر شد. بعد به او گفته شد: مقصود فقط تسليم بود. گوسفندى به جاى فرزند قربانى كن. اين گوسفند فدا كردن تجديد آن خاطره است و تعظيم آن قهرمان است. ولى همان طورى كه در حديث نبوى فرمود:
«إِنَّمَا جُعِلَ الأَضْحَى لِيُشْبَعَ مَسَاكِينُكُمْ مِنَ اللَّحْمِ فَأَطْعِمُوهُمْ» 1؛ «همانا خداوند، قربانى را براى سير شدن مستمندانتان از گوشت قرار داده است؛ پس آنها را اطعام كنيد»! 2
شهيد مطهرى، بدينگونه كسانى را كه باور دارند: «اصل، كشتن قربانى است» مورد تخطئه قرار داده و موضوع را تبيين كرده و پاسخ مىگويد. بنا به ديدگاه ايشان، در قربانى، اصل بر اطعام و احسان است؛ هرچند كه يادآور خاطره فداكارى ابراهيمى نيز باشد.
آرى! امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) هم در فرمايش خود، تناسبى در ميان خون ريزى و اطعام قائل شدهاند؛ زيرا مىفرمايند:
إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَإِرَاقَةَ الدِّمَاءِ. 3
خداوند متعال، غذا دادن به همنوعان و خون ريختن (قربانى كردن براى خوراندن به نيازمندان) را دوست مىدارد.
شهيد بهشتى هم در اين زمينه، ديدگاهى همسان با ديدگاه شهيد مطهرى دارد. ايشان در كتاب «حج در قرآن» اينگونه مىنگارد:
يكى از عواملى كه در اين سالها در حج بگو مگو ايجاد كرده و به آبرومندى و درخشندگى حج لطمه زده، مسئله قربانى است. اصل مسئله قربانى و تشريع قربانى، بسيار جالب است؛ [اما] الآن منظره قربانگاه و كارى كه آنجا انجام مىگيرد، نه تنها اين آبرو و اين خصلت عالى و برجسته را به ما نمىدهد، بلكه نوعى تبذير و دور ريختن