88آن به شمار مىآيد. بروزگاه ارزش يك عمل و آيين پيوند دادن بيرون با درون و گذرگاه رسيدن به بارگاه باطن است. از اين رو، فرجام پاييدن راست و درست مرز آداب، راه يافتن به اندرونى و سرسراى يك عمل كامل، قلمداد مىشود.
2. آداب زيارت، درآمدى براى درك بايسته و شايستۀ خود زيارت است؛ پيش آهنگ عجز و نياز زاير است؛ بار عام و نيز ورودگاه خلوتيان خاص و خاص الخاص است؛ ايجاد سنخيت و انتقال از ظاهر خودى به ظاهر خدايى است؛ مثال طهارت ظاهرى براى مس ظاهر يك حقيقت متعالى؛ اساساً در رسومات آسمانى، براى تماس با هر لايه از يك حقيقت، طهارتى متناسب، شرط است؛ براى تماس با ظاهر، طهارت ظاهر، و براى تماس با باطن، طهارت باطن. رسماً به همه اعلام شده است: «لاٰ يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ »؛ 1 يعنى ساختار و بافتار حقايق فراسويى به گونهاى است كه جز با طهارت نمىتوان بدان دست رساند، و هر كه بام طهارتش بيش، نزول فرشتگان سپيد پوش و نزولات نورانى بر آن بيشتر. «إِنَّ الَّذِينَ قٰالُوا رَبُّنَا اللّٰهُ ثُمَّ اسْتَقٰامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلاٰئِكَةُ أَلاّٰ تَخٰافُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ »؛ 2 در حقيقت، كسانى كه گفتند:
«پروردگار ما خداست» سپس ايستادگى كردند، فرشتگان بر آنان فرود مىآيند و مىگويند: «هان، بيم مداريد و غمين مباشيد، و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد».
آنكه از گذار آداب زيارت، شايسته نگذرد، از فيض رب، محروم مىماند و در گلستان دِهِش، بادبه دست مىميرد. شايد اين مختصر، فلسفۀ تأكيد دين بر استحباب آداب زيارت را اندكى روشن ساخته باشد.
آداب زيارت، مختلف يادشده است: چهارده (شهيد در دروس)، هفده (علامه مجلسى در تحفة الزائر) و نيز افزون بر چهل (محدث نورى در تحية الزائر): غسل