72واژهشناس، معناى حقيقى زيارت را با قيود گوناگون چنين ياد كردند:
1. «ديدار و ملاقات، به ديدار كسى رفتن»، 1 «سرزدن، ديدن، ديدن كردن، ديدار»؛ 2«زارَ: بازديد كرد، سر زد». 3
2. حاضر شدن نزد مزور: «البته مزور در اين معنا، مشخص نشده است كه كدام است! شىء، شخص يا مكان؟». 4
3. «به معنى گرامى داشت احترامآميز، 5 ديدار كردن از چيزى، كسى، يا جايى كه داراى ارزش و اهميت است». 6
4. «به معنى برگرديدن و برگشتن از چيزى و مايل شدن از آن». 7 «زيارت در لغت، ديدار كردن با قصد را گويند كه در ريشۀ اين واژه، مفهوم ميل و گرايش نهفته است، گويى زيارت كننده از ديگران روى گردانده و به سوى زيارت شونده تمايل و قصد كرده است». 8
زيارت در لغت، عدول از جانبى و گرايش به جانب ديگر است. ابن فارس گويد:
زور يك چيز است كه هم بر ميل و هم بر عدول دلالت دارد، و زاير از اين سنخ است؛ زيرا هرگاه تو را رو كند از ديگرى برگشته است. 9 و غير از اين معنا، معناى قصد نيز ياد شده است و اين با معناى پيشين، مخالفت ندارد؛ زيرا گرويدن به جانبى، از قصد، جدا نيست. طريحى گويد: قصد كرد او را، پس زاير است. در حديث، ياد شده است:
هر كس برادرش را در كنارۀ شهر، زيارت كند؛ يعنى قصد كند. و در دعا آمده است: بار