57و عرفان آمده است.
حكيم بزرگ ابوعلى سينا در جوابيهاى كه براى جناب شيخ عارف ابوسعيد ابوالخير مىنويسد، در پاسخ سؤال از زيارت و تأثير آن، از زاير، مزور و زيارت، تحليلى عميق و عالى ارائه مىكند. او مىنويسد: زاير كه با همۀ وجودش اعم از بدن و نفس به سمت مزور مىرود، از نفس و جان مزور استمداد مىطلبد تا خيرى را تحصيل يا زيان و اذيتى را دفع كند و همۀ وجودش در سلك استعداد و استمداد در مىآيد. از آن سوى نفس مزور نيز به جهت مشابهت و مجاورتى كه با عقول يافته، منشأ تأثير و اثربخشى فراوان و كاملترى خواهد بود و چون زاير با جسم و جان به سمت مزور روى آورده، هم بهرههاى جسمانى مىبرد و هم بهرههاى روحانى و نفسانى.
اما بهرۀ جسمانى اين است كه همان طور كه اگر مزاج و جهاز جسمانى انسان در حال اعتدال و تساوى باشد، تأثير ارادات نفسانى در آن راحتتر و آسانتر است، نفوس مجرد و عارى از ماده در اين مزاجهاى مستعد و مستمد بيشتر و بهتر تأثير گذاشته و موجب رفع يا حتى دفع آفات و مضرات مىشوند و در خصوص حالتى كه زاير با شوق و رغبت و با ميل و اراده به زيارت مزارى مىرود، آمادگى و توجه او بهتر و بيشتر بوده و جهتگيرى نفس دقيقتر و عميقتر است. در اين حالت نفس با داشتن قوت و شرافت افزون، به ويژه در مواضع و مكانهايى كه بارگاه و زيارتگاه مزار است، ذهن و حواس انسان از كدورت و تيرگىهاى روزمره پاك و صاف شده و شواغل و خواطر هم وجود ندارد، با ذهنى صاف و آماده و خاطرى جمع و آرام، استعداد و آمادگى بيشترى پيدا مىكند تا از مزور بهرۀ برترى بگيرد؛ مثلاً در زيارت بيت اللّٰه تعالى انسان به لحاظ موقعيت ويژهاى كه براى او حاصل شده، نزديك است كه به ساحت ربوبى و حضرت الهى راه بيابد و به جهتى روى آورد كه حضور حضرت الهى فراهم آيد. در اينجاست كه انسان از عذابهاى دنيوى رهايى مىيابد و در واقع اين نفس است كه با درمان جسم و شفاى تن راحت مىشود؛ زيرا بدن نه احساس درد دارد و نه احساس لذت.