430شد و به زودى گرفتار اين سرنوشت مىشود». 1
قرطبى كه از فقهاى بزرگ مالكى در قرن هفتم بوده است، پس از نقل دو حديث دربارۀ آنكه زيارت قبور موجب زهد در دنيا و ياد آخرت مىگردد، گويد: «عالمان معتقدند هيچ عزتى براى دلها بهتر و مفيدتر از زيارت قبور نيست، مخصوصاً اگر آن دلها داراى قساوت باشند و بايد آن را با حضور در مجالس موعظه و ياد مرگ و مشاهدۀ مردگان معالجه نمود. اما تأثير زيارت قبور از همه اينها بيشتر است، و سود بردن به آن سزاوارتر است. پس بايد زيارت قبور را با همۀ آداب و سنّتهايش انجام داد، تنها به فكر طواف بر قبرها نباشد، بلكه قصد قربت واصلاح فساد قلب خود و سود رساندن به ميت به وسيلۀ قرآن خواندن را داشته باشد، به صاحب آن قبرها سلام كرده و بداند كه سرنوشت او نيز مثل صاحبان همان قبرهاست». 2
با توجه به آنچه گذشت معلوم شد كه زيارت قبور:
اولاً موجب عبرت است، و انسان را از خواب غفلت بيدار كرده كه فريب دنيا را نخورد و بداند زهد در دنيا بهترين سرمايه براى آخرت است.
ثانياً ياد مرگ را در دل انسان زنده مىكند، و توجه به مرگ آثار تربيتى بسيار زيادى در زندگى انسانها دارد، و شايد در دين مقدس اسلام پس از توجه به حضور دايمى خداوند و اينكه عالم محضر خداست، هيچ عاملى براى جلوگيرى از گناه مهمتر از توجه به مرگ و معاد نباشد.
ثالثاً موجب كوتاه شدن آرزوهاى غير الهى مىگردد. در برخى روايات اسلامى از طول امل و آرزوهاى بلند نكوهش شده است. زيارت قبور و توجه به مرگ اين آرزوهاى باطل را از ذهن و خاطر انسان پاك مىنمايد.
رابعاً باعث دور شدن قساوت دل از انسان مىگردد. به همين جهت دين اسلام