429مىگذشت، وقتى قبرها را ديد گريه كرد و گفت: اينها قبر پدران و مادران ماست كه در دنيا اسير لذتهاى فريبندۀ آن بودند و اكنون همنشين خاك مىباشند، سپس به قدرى گريست كه غش نمود و پس از به هوش آمدن گفت: به خداى سوگند كسى را سعادتمندتر از آن نمىدانم كه در قبر گرفتار عذاب الهى نشود، و كفنى كه در اين خاك پوسيده و تباه نمىشود عمل صالح و تقواى الهى است. 1 مرحوم شيخ عباس قمى نيز در بعضى آثار خود بحث مفصلى دربارۀ عبرت گرفتن از قبر مطرح نموده است. 2
غزالى گويد: به امير المؤمنين على عليه السلام گفته شد: چرا مجاور و همنشين قبرستان شدهاى؟ حضرت فرمود: اينان را بهترين همسايگان يافتم، اينان همنشينان درستى هستند، زبان خود را باز داشته غيبت نمىكنند، و انسان را به ياد آخرت مىاندازند».
سپس گويد: ربيع بن خثيم در خانۀ خود قبرى ساخته بود و هرگاه احساس قساوت در دل خود مىنمود، مدتى داخل آن قبر مىخوابيد و سپس اين آيۀ شريفه را تلاوت مىكرد «رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صٰالِحاً فِيمٰا تَرَكْتُ» 3 و چند بار آن را تكرار مىنمود، سپس مىگفت: اى ربيع تو را بر گردانديم پس اكنون عمل كن». 4
به هر حال هدف اصلى از زيارت قبور بايد عبرت گرفتن از احوال مردگان باشد، غزالى گويد: «زيارة القبور مستحبة على الجملة للتذكر والاعتبار، وزيارة قبور الصالحين مستحبة لأجل التبرك مع الاعتبار». 5 فيض كاشانى نيز فرموده است: «مقصود از زيارت قبور براى زيارت كنندگان عبرت گرفتن است، و براى شخص زيارت شده سود بردن به دعاى زايرين است، پس سزاوار است كه زايرين از دعاى بر خود و بر ميت غافل نشوند. و راه تحصيل عبرت آن است كه در دل خود تصور كند كه مرده است و در يكى از اين قبرها قرار دارد و اجزاى بدنش متلاشى شده و چگونه از آن خارج خواهد