427بدن باقى مىگذارد و علت زيارت قبور نيز چيزى جز اين نيست». 1
شاهدى كه براى كلام اين دو فيلسوف مىتوان آورد، بدن برخى از اولياى خداست كه پس از گذشت چند قرن از وفات آنان هنوز بدنشان سالم است، مثل آنچه كه دربارۀ بدنهاى اصحاب كهف، حرّ بن زياد رياحى، شيخ صدوق، علامه مجلسى و... رضوان اللّٰه تعالى عليهم نقل شده است.
10. امام خمينى: ايشان در تعليقات خود بر شرح فصوص الحكم قيصرى مىفرمايند:
«استادم عارف كامل شاه آبادى مدّ ظلّه فرمود: مىتوان گفت پس از مرگ علاقۀ روح به بدن هنوز باقى است، زيرا بدن خانه و محلّ نشو و نموّ آن بوده است و به همين جهت مردگان را در همين دنيا نيز مىتوان زنده نمود، مثل داستان عُزير كه در قرآن مجيد آمده است، گرچه مىتوان ادعا نمود كه زنده كردن به معناى تمثّل به بدن حسى يا مثالى نيز مىباشد». سپس امام خمينى مىفرمايد: «آنچه را ايشان ابتداءً بيان كردند، مرحوم ميرداماد در رسالۀ فارسى كه منسوب به ايشان است نيز اشاره نموده است، و سرّ زيارت اموات در آن نهفته است، وى آنگونه كه به ذهنم است فرموده: نفس داراى دو علاقه و ارتباط با بدن است: ارتباطى صورى، و ارتباطى مادى. و مرگ باعث مىشود كه ارتباط صورى آن قطع شود، اما ارتباط مادى آن محفوظ مىماند و به همين جهت زيارت اموات تشريع شده است». 2
ضمناً در كتابهاى عرفان نظرى نيز بحث زيارت قبور عنوان شده و مورد تأييد همۀ عرفاى بزرگ است؛ مثلاً محى الدين ابن عربى زيارت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله را لازم شمرده و گويد: ايمان بدون آن كامل نيست. 3 و در جاى ديگر اين شعر را نقل كرده است كه: ولولا زيارة قبر النبى لكنتم كسائر من قد ترا
4