425و معارف را فرا مىگيرد. و از طرف ديگر روحِ وابسته به بدن، از يك جهت ديگر قوىتر از روحى است كه وابسته به بدن نيست، زيرا مىتواند تكامل پيدا كند و علوم جديدى را تحصيل نمايد.
مقدمۀ سوم: ارتباط روح و بدن ارتباط عاشقانه است و پس از مرگ فوراً اين ارتباط قطع نمىشود.
او پس از اين سه مقدمه گويد: وقتى انسان نزد قبرى مىرود، روح زاير با آن تربت و خاك قبر ارتباط پيدا مىكند، و چون روح ميت نيز با آن تربت ارتباط دارد، در اين هنگام اين دو روح با يكديگر ملاقات نموده و مثل دو آيينۀ متقابل مىباشند كه شعاع و نور از هر كدام به ديگرى سرايت مىكند و علوم و اخلاق و معارف هر كدام به ديگرى مىرسد، به اين جهت زيارت قبور هم براى زاير مفيد است و هم براى زيارت شده».
5 . امام محمد غزالى: قبلاً كلام او را از كتاب إحياء علوم الدين نقل كرديم، و از تكرار آن خوددارى كرده خوانندۀ محترم را به آن ارجاع مىدهيم. وى در كتاب الأدب فى الدين ضمن آداب دخول مدينۀ منوره گويد: «يكى از آداب مسجد النبى صلى الله عليه و آله آن است كه نزد قبر آن حضرت برود، گويا كه آن حضرت را مىبيند و آهسته با او تكلم نمايد. ابتدا سلام نمايد... و هنگام بيرون رفتن پشت خود را به قبر نكند». 1
6 . شيخ سيد حيدر آملى: وى پس از آنكه مىگويد: تمام قوانين الهى مبتنى بر رعايت زمان و مكان و برادران است، فرموده است: «وعند التحقيق ما وضعت صلاة الجماعة والجمعة والحج والاعياد وزيارة الأنبياء والرسل والأئمة عليهم السلام إلاّ لأجل اجتماع هذه الثلاثة، لأنّ الصلاة فى الجماعة مثلاً مشتملة على هذه الثلاثة، لأنّ المكان الذى يصلون فيه الجماعة هو مكان مخصوص موسوم ببيت اللّٰه تعالى. والزمان هو الوقت المعيّن الذى لا تحصل الصلاة بدونه. والإخوان هم المسلمون المجتمعون فى هذا المكان. وإذا حصلت هذه