412قبور شريف ائمۀ اطهار، يادآور شمع سوختگانى است كه تا ابد نورافشانى مىكنند. لذا دشمنان دين آن مكانهاى مقدّس را خراب مىكردند يا حتى المقدور آنها را مخفى نگه مىداشتند، همانطور كه قبر حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام تا حدود زمان امام صادق عليه السلام مخفى و بدون زاير مانده بود.
2. فلسفۀ زيارت قبور
سؤالى كه در ذهن بسيارى از ما خطور مىكند اين است كه اگر روح با بدن مثاليش اصالت دارد و جسدى كه در دل خاك سپرده شده هيچ هويت و شخصيتى، جز «مشتى خاك» بودن، ندارد؛ پس چرا بر مزار آنها حاضر مىشويم و برايشان فاتحه مىخوانيم و حتى آنها را چنان مورد خطاب قرار مىدهيم كه گويى آنها در قبورشان حاضرند و ما را مىبينند؟ در پاسخ بايد گفت: ترديدى نيست كه آنچه در درون حفرۀ خاك قرار دارد، نه تنها خود انسان نيست، بلكه جسد و ابزار جسمانى انسان هم نيست، البته زمانى بود ولى اينك، مشتى اندك و ناچيز از تودۀ عظيم طبيعت و ماده است، نه چشمى كه ببيند و نه گوشى كه بشنود و نه قلبى كه بتپد و نه... ، اما بر اساس روايات فراوان، نبايد در اين ترديد داشت كه روح، به قبر و مدفن جسم خويش توجه و عنايت خاصى دارد و علتش چند چيز مىتواند باشد:
1. محل دفن، آخرين مرحله از نشئۀ دنيا و اولين مرحله از سفر اخروى است، بدين جهت روح اين خاطره را هرگز فراموش نمىكند و به اين نقطۀ حساس (محل دفن) عنايت خاصى دارد.
2. اين نقطه محل اجتماع ياران و خويشان متوفى است كه به ياد او گرد هم جمع آمده و كارهاى خيرى نظير خيرات و مبرات و صدقات و تلاوت قرآن و... انجام مىدهند. هر چند كه آثار اين كارهاى مفرح، روح متوفى را از فاصلۀ دور هم تحت تأثير قرار مىدهد، اما انجام اين كارها در كنار قبر متوفى آثار شديدترى دارد.
3. همانگونه كه خانۀ كعبه نزد خداوند از اعتبار ويژهاى برخوردار است و خداوند