370زيارت امام، وسيلۀ نزديك شدن به خداوند است و آراسته شدن به اوصاف و اخلاقيات معصومين آراستگى به اوصاف الهى است و در همين قرب به خدا، كمال وجودى انسان نهفته است.
ابو سعيد ابو الخير، از شيخ الرئيس بو على سينا، نابغۀ دوران، دربارۀ تشرف به زيارت، پرسشى مىكند. ايشان در پاسخ مىگويند: «در اين هنگام (هنگام تشرف به زيارت) اذهان، صفاى زيادترى پيدا كرده، خاطرهها با تمركز شديدترى جلوه نموده و باعث نزديكى به خداوند مىگردد». 1 زاير، حتى اين قرب را «احساس» هم مىكند.
جلوهاى از فيوضات را در خويش مىيابد و احساس «تصعيد وجودى» مىنمايد، خود را به خدا نزديكتر مىيابد؛ دلش شكستهتر مىشود؛ با فطرت خدا آشناى خود، صميمىتر و در گوشىتر به نجوا مىپردازد، و تصميم بر توبهها و انابهها، از رهگذر همين توجهها و تقربها پديد مىآيد.
تحول روحى
دگرگونى، از حالات روحى انسان است. عواملى چند، انسان را «متحول» مىكند.
خدايى كه «محوّل الحال» است، اين اعجاز را و اين تأثير شگفت را و اين كيمياى دگرگونساز را، گاهى در يك «تربت» مىنهد؛ گاهى در يك «زيارت» قرار مىدهد؛ گاهى به بركت يك «شهيد» فراهم مىسازد، گاهى در فيض يك «نگاه» و فوز يك «نظر» مىبخشد؛ گاهى «حال» را در يك «ديدار» مىبخشد و «حضور»، منشأ اين تحول مىشود.
آرى، «زيارت»، نقش دگرگونساز و تحولآفرين در انسان دارد. در زيارت مولاى متقيان عليه السلام مىخوانيم: «السلام على ميزان الأعمال و مقلّب الأحوال». 2 گر چه مقلّب القلوب بودن و دگرگونسازى دلها و حالها، كار خداست، ولى خداوند، اين ولايت را به