355روايات دربارۀ ساير ائمّه عليهم السلام نيز وارد شده است.
سرّ اين كه توصيه كردهاند زيارت زاير با معرفت باشد، آن است كه آنچه مايۀ كمال زيارت مىگردد، معرفت و شناخت مقام و موقعيت امام است، نه اعمالى بىروح و همراه با غفلت، همانند بوسيدن صِرف و ناآگاهانۀ ضريح يا در و ديوار، گردش كوركورانه در اطراف ضريح، تماشاى آثار هنرى، شمارش ستونها، چراغها، شمعدانها، درها، پنجرهها و... . اين كارها، به سياحت شباهت بيشترى دارد تا زيارت. ثوابهاى اخروى و آثار دنيوى كه در روايات آمده، بر زيارت واقعى مترتب است، يعنى جايى كه ارتباط قلبى با مزور برقرار شود و منشأ تحول در زاير گردد، نه بر سياحت و زيارت صورى.
معرفت و آگاهى، نه تنها شرط كمال زيارت ائمۀ اطهار عليهم السلام است، بلكه دربارۀ طواف كعبه نيز اين تعبير آمده است. ابراهيم تيمى گويد: در حال طواف كعبه بودم كه امام صادق عليه السلام با تكيه زدن بر من فرمود: اى ابراهيم! آيا تو را از فضيلت اين طوافى كه انجام مىدهى، آگاه سازم؟ گفتم: قربانت گردم، مايل هستم. فرمود: هر كس به سراغ اين خانه بيايد و در حالى كه عارف به حق آن است، با هفت شوط دور آن طواف كند و سپس دو ركعت نماز در مقام ابراهيم عليه السلام بگزارد، خداوند ده هزار حسنه براى او مىنويسد و ده هزار درجه وى را بالا مىبرد. 1
افزون بر اين، در جاى خود ثابت شده است كه ائمۀ اطهار عليهم السلام يك نور در چهارده رواق هستند:
«و أنّ أرواحكم و نوركم و طينتكم واحدةٌ». 2زيد شحّام از امام صادق عليه السلام پرسيد: امام حسن افضل است يا امام حسين؟ آن حضرت در جواب فرمود: فضل اول ما به آخر ما و فضل آخر ما به اول ما برمىگردد... خلقت ما يكى است، علم ما يكى است، فضل ما يكى است، همۀ ما در پيش خدا يكى هستيم... اول ما محمد است، وسط ما محمد است، آخر ما نيز محمد است. 3