323يكى از روانشناسان معروف به نام الكسيس كارل مىگويد: جامعهاى كه در آن دعا و نيايش نباشد، آن جامعه سقوط مىكند، وقتى مردم آن اجتماع نيايش را در خود كشتهاند از فساد و جرم و جنايت مصون نخواهد بود.
البته نيايش بايد پيوسته باشد، تا اثر خود را در انسان از دست ندهد. آنان كه براى دعا اثر تخديرى (سست شدن) قائلند، معنى دعا را نفهميدهاند، زيرا معنى دعا اين نيست كه از وسايل و علل طبيعى دست بكشيم و به جاى آن دست به دعا برداريم؛ بلكه مقصود اين است كه نهايت كوشش خود را در استفاده از همۀ وسايل به كار ببنديم، تا آن جا كه دست ما كوتاه شد و به بنبست رسيديم، به سراغ دعا برويم.
دعا به انسان صفاى روح و متانت رفتار و انبساط و شادى درونى مىدهد. و حتى به انسانهاى عقب مانده و كم استعداد نيز مىتواند نيروى عقلى و اخلاقى خويش را بهتر به كار بندند و از آن بيشتر بهره گيرند. اما متأسفانه در دنياى ما كسانى كه نيايش را در چهرۀ حقيقىاش بشناسد بسيار كم است. 1
از آنچه كه گفتيم، پاسخ اين ايراد كه مىگويند دعا برخلاف «رضا و تسليم» است نيز روشن شد، زيرا دعا همانطور كه در بالا شرح داده شده يك نوع كسب قابليت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض بىپايان پروردگار است. انسان به وسيلۀ دعا توجه تازهاى به ذات خداوند پيدا مىكند، همانطورى كه عبادات اثر تربيتى دارد، دعا هم چنين اثرى خواهد داشت.
كسانى كه مىگويند: «دعا فضولى در كار خداست! خدا هر چه مصلحت باشد انجام مىدهد» توجه ندارند كه مواهب الهى بر حسب استعدادها و لياقتها تقسيم مىشود، هر قدر استعداد و شايستگى بيشتر باشد سهم بيشترى از آن مواهب نصيب انسان مىگردد.
لذا امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«اِنّ للّٰهعَزّوجلَّ منزِلة لا تنالَ إلّابمسألة»؛ در نزد خداوند