175مسيح مقدس ارتباط برقرار مىكنند، تفاوتشان از زمين تا آسمان است.
بنابراين فرهنگ زيارت امرى پذيرفتنى و قابل قبول است و از نظر علم روانشناسى و متافيزيك و روحشناسى اين مسأله مورد تأييد است. چون خود به خود آرامشى به انسان مىدهد كه او را در برابر سختىها صبور نگه مىدارد. در آيينها و اديان آسمانى و زمينى هم اين رسومات پذيرفتنى هستند و اسلام يكى از شعاير دين را زيارت خانۀ خدا معرفى مىنمايد. از طرفى در احاديث هم به شدت اين مسأله مورد حمايت قرار دارد، تا آنجا كه ابعادى از مباحث اخلاقى ما را نيز به خود اختصاص داده است. اكنون بايد ديد مسألۀ مهم در اين باره چيست؟ چه چيزى در اين ميان حلقۀ مفقوده است؟ و چه كسانى متولى برخورد با آن هستند؟
حقيقت اين است كه بزرگترين مسأله آسيبپذيرى فرهنگ زيارت و زيارت به معنى عام كه گاه حتى عزادارىها و ساير آداب و سنن را نيز در بر مىگيرد. (چون عزادارىها به قصد قلبى زيارت انجام مىشود و به نوعى زيارت باطنى محسوب مىگردد). وجود خرافات و خرافهپذيرى در برخى آيينهاى مذهبى است كه بايد هر چه زودتر حد و مرز زيارت و خرافه توسط مسئولين امر روشن شود و از طريق رسانهها به سمع و نظر مردم عزيز ايران برسد. چون به اين واسطه جلوى بسيارى از موج حملات خرافهپذيرى كه از طرف فركانسهاى غربى به سمت مردم ايران نازل مىشوند خنثى مىشود و مردم هم به خواستۀ قلبى خود نزديكتر مىگردند و جوانان پرسشگر هم جواب سؤالاتشان را دريافت مىكنند.