155مطهر انسانى مقرب درگاه الهى است، ابراز مىداشتند. در شاهنامه اين يكتاپرستى به چشم مىخورد و تنها اسباب پرستش متفاوت است، چنانكه مسلمان سنگ را در محراب مىگذارد، نياكان ما آتش را نماد پرستش قرار دادند: نيا را همى بود آيين و كيش
بنابراين آتش خود نماد پرستش و آتشگاه محل زيارت ايرانيان باستان بوده است.
البته مردم ايران داراى اديان مختلف اوليهاى چون ميترائيسم و باورهاى توتمى و تابويى بودند. و بيشتر به سمت مرزهاى شرقى ايران باستان يعنى هندوستان و پاكستان امروزى سكونت داشتند كه بسيارى از اين مردم هنوز هم بر همان اعتقادات ميترايى و هندو و باورهاى توتمى وتابويى، مثل اعتقاد به عظمت گاو و مار و... دارند.
اما بحث دربارۀ اكثريت مردم ايران است كه در فلات مركزى ايران بين دو رشته كوه زيباى البرز و زاگرس تا حوالى بين النحرين امتداد داشت. اين اقوام به شواهد تاريخى و به دليل رفت و آمد مصلحان و پيامبران بزرگ دينى «از جمله تعداد زيادى از پيامبران بنى اسرائيل مانند دانيال نبى، حزقيال نبى، ميكاه نبى و... كه همگى داراى كتابند و مزارشان نيز در ايران است و محل زيارت مردم منطقه و مسلمانان و ساير اديان الهى قرار دارند» بر يكتاپرستى خود استوار بودهاند. بنابراين آتشگاه يا همان محل عبادت مردم ايران، محل زيارت ايرانيان بوده است. اما به غير از اين در اسطورهها هم دعاى قلبى و زيارت باطنى بين مخلوق و خالق جريان داشته كه در نوع خود بىنظير است. چنانكه در شاهنامه مىخوانيم: شنيدم كه رستم از آغاز كار چنان يافت نيرو زپروردگار