142دليل فرو رفتن در خواب غفلت و غافل شدن از خويشتن اصيل، از برطرف كردن نقصها و گرايش به كمالات عاجز باشد و براى انكسار درونى و زنگارهايى كه قلبش را دچار كدورت كرده فكرى نكند. زاير خود را به ميزان حق عرضه مىكند و توسط مقام معنوى امام توانايى خود را در معرض محك قرار مىدهد. او در برابر انسانى كامل، تنديس عصمت، فضيلت و جلوهاى از نور الهى و مشعلى از فيض ربانى، تجسمى از عبوديت، اخلاص و ايمان قرار مىگيرد و حال كسى كه از اين پرتو افشانىها حداكثر استفاده را نكند، مثل اين است كه انوار فراوانى به جسمى بتابد، ولى تيرگى و تاريكى و سياهىهاى درونى آن به قدرى زياد است كه نمىتواند اين تابش معنوى را از خود عبور دهد.
چقدر غافلاند آنهايى كه زحمت پيمودن رنج سفرهاى طولانى را تحمل مىكنند و به اوج قلّۀ معرفت دست مىيابند، امّا صرفاً وجود فيزيكىشان اين مسير را در نورديده است و وجود راستين آنان همچنان در درهّهاى جهل و غفلت آرميدهاند و در مرداب ضلالت و باتلاق گمراهى فرو افتادهاند، در دام ابليس و قَفَس نَفْس گرفتارند و با وجود اين عروج معنوى، در بيابان بىايمانى سقوط كردهاند.
پس بايد در بارگاه نور و ايمان انسانهاى وارسته، به محاسبه و سنجش خود بپردازيم، فرازها را فروزان و فرودها را هموار سازيم و براى زدودن غبارهاى خطا و لغزش اقدام كنيم و اين است معناى اصلى زيارت و الّا اگر صدها بار هم به زيارت برويم و اين ارزيابى فكرى و معنوى را در برنامۀ خود قرار ندهيم، در موجى از غفلت و جهالت گرفتار شدهايم و بدينگونه خود را از فيض مكرّر امام بىبهره ساختهايم.
3. انجماد روحى و تصلّب فكرى
در جوار تربت اسوههاى تقوا و پارسايى انسانهاى كامل، بايد خاك وجود ما كيميا و مس درونمان به طلاى ناب و خالص تبديل شود، ائمۀ اطهار همان طور كه ميزان