131انسانى كامل يك نوع ارتباط قلبى برقرار كند و از اين رهگذر در يك حالت آرامبخش و نويد دهنده، قادر است با امام درد دل كند، گرفتارىها و نا بسامانىهاى خود را نزد او مطرح نمايد و با زبان سر و دل با او به گفتوگو بنشيند و با زمزمه كردن با او به زيباترين گويش عاطفى سخن گويد. و به دليل آن معرفتى كه در اين مكانها احساس مىگردد و بر آن فضاى روحانى حاكم است، زايران به قدر ظرفيتهايى كه دارند مىتوانند از سرچشمۀ زلال معارف ناب خاندان عترت بهرهمند شوند.
مكانهاى زيارتى، پناهگاه امنى براى بندگانى هستند كه مىخواهند به درگاه حق تعالى استغفار كنند، تضرع نمايند و ميثاق خويش را با خداى خود تجديد كنند، قلب زاير همچون لامپى با يك منبع توليد كنندۀ انرژى، چنان ارتباط برقرار مىكند كه نوعى انس معنوى با بوستان ملكوتى در خود احساس كرده و بدين گونه از تاريكىهاى خلاف و گناه فاصله مىگيرد و صفحۀ دل را براى تابش نور حق مهيّا مىكند، در اخلاق و رفتار خود تجديد نظر كرده، محاسباتى در زندگى خود انجام مىدهد و موازين شرع مقدّس را بيش از گذشته رعايت مىكند. راستى كجا بهتر از اين فضاهاست كه در آنها آدمى متوجه آخرت مىگردد، به خود مىآيد، پوستههاى غفلت و نسيان را دور مىريزد و خود را براى اعمال صالح و تقويت ايمان و پارسايى آمادهتر مىبيند: در بارگهت به صد اميد آمدهام با موى سيه رفته سپيد آمدهام
نقش تربيتى زيارت
زايرين در كنار مراقد مقدس به خواندن متونى روى مىآورند كه محتوايى عميق و سازنده دارند و از باورهاى دينى، كمالات معصومين، اوليا، صالحين و فرزندان اهل بيت حكايت دارند. در اين زيارتنامهها آن چنان مضامين بكر و عبارات جاويدان و بارقههاى معنوى ديده مىشود كه با وجود آن كه زاير بارها اين متون معتبر و موثق را