140
وبعد فهذه أرجوزة 1
فريدة مفيدة وجيزة
پس از اين ستايشها بايد بگويم كه اين شعر، ارجوزهاى يگانه و مفيد و مختصر است.
أبرزتها من خدرها في خلوة
وفي بكر عروسٍ قهوة
در خلوت و در دل شب، آن را از كجاوهاش بيرون كشيدهام و آن را سرودهام. از لحاظ بكر بودن و نو بودنش، همانند عروس باكره و همچون شرابى خالص است.
ما عاين الفرس يوما مثلها
لا ولا البرهان 2 يعرف أصلها
ايرانىها هيچگاه همانند آن را نديدهاند و حتى برهان نيز اصل و ريشه آن را نمىتواند تشخيص بدهد و بگويد كه از كجا آمده است و اصل است يا بدل؟
او همچنين درباره يكى از فرزندانش در مصر، از طريق مادهتاريخ چنين مىگويد:
أتانا كتاب منك أشبه نقله
شفت عينا أبيك أبي ترابِ
از طرف تو نامهاى براى ما آمده است كه به محتواى آن نمىپردازم، همين بس كه مايه چشمروشنى بود و خبر مسرتبخش آن، مايه چشمروشنى پدرت ابوتراب، و سرمه چشمانش شد.
فسررت من فرح عليك وفاقة
فذكرت صحبتك التي هي مطلبي 3