139پرداخت و تمام تلاش خود را به خدمت گرفت تا نياز سادات اشراف و علويان را برآورده سازد.
او نامهاى به شاه عباسبن شاهصفى صفوى نوشت و اوضاع سادات مدينه را به ايشان گزارش كرد و از آنچه جدش شاهعباس بزرگ براى سادات مدينه وقف كرده بود، جويا شد. همين امر باعث حسادت عدهاى گرديد؛ ازاينرو نزد سلطان حرمين رفته، به سعايت او پرداختند و از شريف زيدبن محسن حسينى خواستند تا او را از اين منصب عزل كند. اما پس از مدتى، سعايتكنندگان رسوا شدند. او در اول رمضان 1081ه.ق وفات يافت و مقابل جد بزرگوارش امام حسن(ع) به خاك سپرده شد.
هنگامى كه سيد على در مصر بود، قصيدهاى به سال 1061ه.ق براى ضامنبن شدقم نوشت كه برخى ابيات آن چنين است: 1
الحمد لله ولي الأمر
المستعان على صروف الدهر
شكر و سپاس خداوندى را كه ولى امر مسلمانان است و در گرفتارىهاى روزگار، مردم به او پناه مىبردند و يارىدهنده بندگانش است.
ثم الصلاة على النبي الأمجدِ
خير الورى شفيعنا محمد
پس ستايش و درود بر پيامبر بزرگوار كه بهترين بنده پروردگار در كائنات و شفيع ما در قيامت است.
وآله الأطهار والصحب الغرر
ما غرد الحمام في الشجر
درود بر آل بيت مكرم آن حضرت و همچنين اصحاب برگزيده ايشان، تا زمانى كه كبوتران بر شاخهاى درختان آواز مىخوانند.