119
قسماً بأطراف الأسنة سنها
بين اليراع من العتاق الضمرِ
سوگند به نوك نيزهها و پيكانهاى تيز؛ آنها كه از روى اسبهاى نجيب با كمرهاى باريك و كشيده در ميدان جنگ به سمت دشمنان بزدل و ترسو رها مىشود.
قومٌ لهم بطن الاباطح مسكن
من عصر جدهم كريم العنصرِ
آنان قومىاند كه درههاى پهن و زمينهاى هموار و مسطح مكه از دوران جد والامقامشان، منزل و مسكن آنها بوده است. بنابراين، اين قوم مردمى بااصل و نسب و نجيباند.
قوم إذا نزل الوفود فناءَهم
في ازمة شهبا وليل محضرِ
آنان قومىاند كه وقتى هيئتهاى مختلف مردم در بحران خشكسالى و قحطى، به خانه هايشان سرازير مىشدند،
لاقتهم الكوم المخاض روازهم
تذري 1 بما يجري و اخري مصغرِ
با گلههاى شتر خود كه در آن، انواع و اقسام شترهاى نجيب و غيره وجود داشت، از مردم قحطىزده استقبال مىكردند و گوشت و شير آنها را در اختيارشان مىنهادند.
تمشي إليهم كل من لاقد 2 مشت
للغيب سافرة بوجه مسفرِ
تمام افرادى كه هيچگاه براى استقبال كسى بيرون نمىآمدند، نيز با چهرهاى خوشحال كه از شدت خوشى چهرههايشان روشن و نورانى مىشد، به استقبال اين مردم بلازده و گرفتار قحطى و خشكسالى مىآمدند.
تستدني 3الكوما تشد عقالها
لا كنت للجدّين ان لم تنحر