117درخواست شد تا به امور ديوان و دولت رسيدگى كند. او با اكراه پذيرفت و پس از مدتى عذرخواهى كرد و به بهانه سفر حج و زيارت قبر رسول خدا(ص) و اقوام، با زن، فرزندان و مادربزرگ همسرش، بىبى آمنه در سال 976ه.ق وارد مدينه شد و به اشراف سادات، علما و دانشمندان آنجا و حتى عموم مردم احسان و مساعدت كرد و املاك زيادى را خريد و پس از عمران، آنها را وقف نمود و برخى را به فرزندان و نوادگانش اختصاص داد.
پس از وفات همسرش فتحشاه، بهسبب وضع حمل فرزندش حسين، مادرش بىبى آمنه به دكن بازگشت و براى فرزندان دخترش، موقوفات زيادى گذاشت كه درآمد ساليانه آن دوازده هزار هُن به غير از هدايا و سوغاتى بود كه سلطان مرتضى نظام شاه به مدينه مىفرستاد و بهسبب زيادى آن، فقط نه هزار هُن به مدينه مىرسيد و الباقى فروخته مىشد و مبلغ آن به فرزندان سيد حسينبن حسن واگذار مىگرديد.
استادان و شاگردان
سيد محمدبن حسين سمرقندى مىگويد از سيد حسن نقيب، درباره استادان و شاگردانش پرسيدم كه او گفت:
ابتدا از پدرم و سپس از سيد شريف شاه نعمتالله در مدينه بهره بردم. پس از آن دو، از ملا على منشى، ملا عنايتالله و محمدبن ابىالحسن بكرى در مدينه بهرهمند شدم. 1 سپس شيخ محمدبن جاراللهبن ظهيره مخزومى