102
عز الديار بسمر الخط والقضب
والأخذ بالثار معدود من الحسب
هيبت و شوكت، به وسيله نيزههاى خطّى 1 و شمشيرهاى تيز و برّان به سرزمينهاى ما باز مىگردد، و به دنبال آن توانمندى و اقتدار به دست مىآيد. انتقام گرفتن بين اين خاندان، به عنوان افتخار، كمتر به چشم مىخورد.
والمجد ما خضع الأقران لهيبته
ذلاً و ما صير الأفكار في تعب
حريفان و رقيبان ميدان جنگ، از روى خوارى و حقارت، تسليم عظمت و بزرگى نمىشوند، و به هيبت آن تن نمىدهند. افكار و انديشههاى عالى در سختىها پرورش نمىيابد و دچار تغييرات مثبت نمىشود.
وحازم الرأي من دار 2 على رحل 3
وهادن القرم 4 بين الجدّ 5 واللعب
دورانديش كسى است كه با بىثباتى و مسافرت هميشگى مدارا مىكند و انديشه خود را به جابهجايى و سير و سفر معطوف مىسازد. شخص آرامكننده و راضىكننده، با حالتى بين جدّيت و بازى، وظيفهاش را انجام مىدهد.